تبلیغات
« روستای شیخ شبان » - روز مباهله ( 24 ذی الحجّه )

" با نام و یاد خداوند متعال "
« اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم »
این وبلاگ ( و همچنین وبلاگ های sheikhshaban.blogfa.com و sheikhshaban.persianblog.ir ) با هدف معرفی مطلوب روستای شهیدپرور و سادات نشین شیخ شبان ( از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری )، حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع)، شهدای روستا و ...، توسط برادر کوچک شما؛ سید احمد احمدی شیخ شبانی، طراحی و تقدیم علاقمندان می گردد.
امید که مورد قبول حق تعالی، خشنودی ساحت مقدس حضرت ولی عصر؛ آقا امام زمان (عج) و امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) و رضایت بینندگان و خوانندگان ارجمند قرار گیرد.
نظرات ، انتقادات و پیشنهادات ارزشمند و سازنده تان را ارج می نهیم.
• تلفن تماس :
09133815102
09138805811
« بهره برداری از مطالب این وبلاگ ؛ با ذکر منبع ، بلامانع است. »

سید احمد احمدی شیخ شبانی

جستجو

 

باسمه تعالی

روز بیست و چهارم ذی الحجّه ؛ روز مباهله پیامبر گرامی اسلام (ص) با مسیحیان نجران می باشد که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد ، چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و عظمت شأن اهل بیت مکرّم ایشان (ع) است.

 

** معنای لغوی و اصطلاحی مباهله :
مباهله در اصل از « بَهل » به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. ( بدین صورت که در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. )

 ** شرح واقعه مباهله :
بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام ، این نقطه ، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح (ع) گرویده بودند.
پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی (ص) ، برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. لذا به موازات همین مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبی جهان ، نامه ای هم در سال دهم هجری ، به « ابوحارثه » ؛ اسقف نجران، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.
فرازی از نامه پیامبر (ص) به اسقف نجران چنین بود : « به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [ این نامه ای است ] از محمد ؛ پیامبر خدا ، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید [ تا در برابر این مبلغ ، از جان و مال شما دفاع کند ] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود. » 
نمایندگان حضرت خاتم الانبیاء (ص) که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب آن حضرت (ص) بودند، وارد نجران شده و نامه را به اسقف نجران دادند. او نامه را با دقت خواند و برای تصمیم نیز شورایی از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: « ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد. » بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگی نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد (ص) دیدار، و دلایل نبوت او را بررسی کنند.
بدین ترتیب ، 60 تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند ، كه در رأس آنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت : 
۱- « ابوحارثة بن علقمه » ، اسقف اعظم نجران كه نماینده رسمی كلیساهای روم در حجاز بود.
۲- « عبدالمسیح » ، رئیس هیئت نمایندگی كه به عقل ، تدبیر و كاردانی شهرت داشت.
۳- « اَیهَم » ، كه فردی كهنسال و یكی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت.

 

پیامبر اکرم (ص) در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید ، آنان را به پرستش خدای واحد دعوت و سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت فرمود. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و گفتند : اگر منظور از اسلام ، ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احكام وی عمل می نمائیم.  
پیامبر اكرم (ص) فرمود : اسلام علائمی دارد و برخی از اعمال شما ، حاكی است كه به اسلام واقعی نگرویده اید. چگونه می گوئید كه خدای یگانه را پرستش می كنید ، حال آنكه شما صلیب را می پرستید ، از خوردن گوشت خوک پرهیز نمی كنید و برای خدا فرزند قائلید ؟ 
نمایندگان نجران هم گفتند : ما او ( مسیح ) را خدا می دانیم ، زیرا او مردگان را زنده كرد ، بیماران را شفا بخشید ، و از گِل ، پرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام این اعمال حاكی است كه او خدا است.
آنها ( نمایندگان نجران ) ، دلیل الوهیت مسیح را ، تولد عیسی (ع) بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: « به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند ، مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید. ( آیه 59 سوره مبارکه آل عمران ) » 
به هر صورت ، نمایندگان نجران گفتند که گفت و گوهای شما ، ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهله نموده ، و بر دروغگو نفرین بفرستیم ، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاک و نابود كند.
در این هنگام ، جبرئیل نازل گردید ، آیه مباهله ( آیه 61 سوره مبارکه آل عمران ) را آورد و پیامبر (ص) را مأمور ساخت تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند ، به مباهله برخیزد ، تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود :

« فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءكُمْ
وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءكُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ »

« هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند ،
به آنها بگو ؛ بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان ، و ما ، خویشان نزدیک و شما ،
خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم ؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم. »

البته خداوند متعال ، پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (ع) می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر اسلام (ص) ، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله ـ به عنوان ؛ آخرین حربه ـ پرداخت.
بنابراین ، طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر این شد كه ، فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود ، مباهله نمایند.
در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر اسلام (ص) مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت، این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید ؛ حضرت محمد (ص) با افسران و سربازان خود به مباهله آمد، و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را به نمایش گذاشت ، با او مباهله کنید و نترسید ؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جار و جنجال شده است ولی اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.
وقت مباهله فرا رسید. طبق توافق قبلی، پیامبر اکرم (ص) و نمایندگان نجران ، برای مباهله به محل قرار  ( در نقطه ای خارج از شهر مدینه ، و در دامنه صحرا ) رفتند.
پیامبر اسلام (ص) از میان مسلمانان و بستگان خود ، فقط چهار نفر را برگزید كه در این حادثه تاریخی شركت نمایند. این چهار تن ، جز علی بن ابی طالب (ع) ، فاطمه ؛ دختر پیامبر (س) و حسن (ع) و حسین (ع) نبودند ، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاك تر ، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن ، وجود نداشت.
ناگاه نمایندگان نجران دیدند که چهره نورانی پیامبر اكرم (ص) با چهار تن دیگر نمایان گردید. پیامبر (ص) ، فرزندش حسین (ع) را در آغوش دارد، دست حسن (ع) را در دست گرفته و علی (ع) و زهرا (س) همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید.

مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که حضرت خاتم الانبیاء (ص) ، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد ؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد.  
ابوحارثه ؛ اسقف نجران گفت : « اگر محمد (ص) بر حق نمی بود ، چنین بر مباهله جرأت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند. » و به روایت دیگر ، گفت : « من چهره هایی را می بینم که هر گاه دست به دعا بلند كنند و از خدا درخواست کنند که بزرگترین كوه ها را از جای بكند، فوراً كنده می شود. هرگز صحیح نیست ما با این افراد با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم ، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پیدا كند ، همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین ، حتی یك مسیحی ( نصرانی ) باقی نخواهد ماند. » 
بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.
ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت محمد مصطفی (ص) آمد و گفت: « ای ابوالقاسم (ص) ! از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم. » ، پس حضرت (ص) با ایشان مصالحه نمود که هرسال ، مبلغی ( دو هزار حُلّه ) به عنوان « جزیه » ( مالیات سالانه ) بپردازند که قیمت هر حلّه ، چهل درهم باشد ، و اگر هم جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند، و در برابر آن ، حكومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع كند و از مزایای حكومت اسلامی برخوردار گردند. 
سپس پیامبر اكرم (ص) فرمود: « عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی كه در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران نیز كشیده می شد. »

 

 ** نزول آیه تطهیر در روز مباهله :
روزی که پیامبر خدا (ص) قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (ع) را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت : « پروردگارا ! هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا ! اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن. » در این هنگام ، جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: « همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. »

در این روز ، حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) نیز ، در حال ركوع ، انگشترى خود را به سائل داد و آیه شریفه « اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللّهُ ... » در شأن آن حضرت (ع) نازل گردید.

** اعمال روز مباهله :
اوّل : غسل
دوّم : روزه
سوّم : دو ركعت نماز که مانند نماز روز عید غدیر است. ( در هر ركعت، یك مرتبه حمد و ده مرتبه توحید ، ده مرتبه آیة الكرسى و ده مرتبه سوره قدر خوانده مى شود و بهتر است ؛ پیش از اذان ظهر خوانده شود. )
روایت شده است ؛ بعد از نماز ، هفتاد مرتبه استغفار كند.
چهارم : خواندن دعای مباهله ( که شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد. )
هم چنین در این روز ، زیارت حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) و خواندن زیارت جامعه ، و تصدّق و احسان به فقرا و محرومان هم سفارش شده است.

 *****

 ** فرازی از دعای شریف روز مباهله ( روایت شده از حضرت امام جعفرصادق (ع) ) :

... اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
...  خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

 وَ احْفَظْنى مِنْ كُلِّ مُصیبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلِیَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عُقُوبَةٍ 
 و محافظت كن مرا از هر پیش آمد ناگوار و از هر گرفتارى و از هر شكنجه

وَ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَ مِنْ كُلِّ بَلاَّءٍ وَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مِنْ كُلِّ
و از هر فتنه و از هر بلاء و از هر بدى و از هر ناراحتى و از هر مصیبت و از هر

مُصیبَةٍ وَ مِنْ كُلِّ افَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هذِهِ
آفتى كه نازل شده یا بعد از این از آسمان بزمین نازل شود در این

السّاعَةِ وَ فى هذِهِ اللّیْلَةِ وَ فى هذَا الْیَومِ وَ فى هذَا الشَّهْرِ وَ فى هذِهِ السَّنَةِ
ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در این سال

 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لى مِنْ كُلِّ سُرُورٍ
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و نصیبم كن از هر شادى

وَ مِنْ كُلِّ بَهْجَةٍ وَ مِنْ كُلِّ اسْتِقامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ فَرَجٍ وَ مِنْ كُلِّ عافِیَةٍ وَ مِنْ
و از هر خوشحالى و از هر پایدارى و از هر گشایشى و از هر تندرستى و از

كُلِّ سَلامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ كَرامَةٍ وَ مِنْ كُلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَیِّبٍ وَ مِنْ
هر سلامتى و از هر كرامت و از هر روزى فراخ حلال پاكى و از

كُلِّ نِعْمَةٍ وِ مَنْ كُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هذِهِ السّاعَةِ  
هر نعمتى و از هر وسعتى كه نازل شده یا بعد از این نازل شود از آسمان به زمین در این ساعت

وَ فى هذِهِ اللّیْلَةِ وَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى هذَا الشَّهْرِ وَ فى هذِهِ السَّنَةِ  ...
و در این شب و در این روز و در این ماه و در این سال ...

  ******

ضمناً روز بیست و پنجم ماه ذی الحجه ، نیز روز شریفی است و روزی است كه سوره مبارکه « هَل اَتی » ( انسان / دهر ) در حقّ اهل بیت (ع) ، به جهت آنكه سه روز ، روزه گرفتند و افطار خود را به مسكین و یتیم و اسیر دادند و به آب افطار فرمودند ، نازل شده است.

  ******