تبلیغات
« روستای شیخ شبان » - وقتی به سامرا رسیدم ...

" با نام و یاد خداوند متعال "
« اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم »
این وبلاگ ( و همچنین وبلاگ های sheikhshaban.blogfa.com و sheikhshaban.persianblog.ir ) با هدف معرفی مطلوب روستای شهیدپرور و سادات نشین شیخ شبان ( از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری )، حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع)، شهدای روستا و ...، توسط برادر کوچک شما؛ سید احمد احمدی شیخ شبانی، طراحی و تقدیم علاقمندان می گردد.
امید که مورد قبول حق تعالی، خشنودی ساحت مقدس حضرت ولی عصر؛ آقا امام زمان (عج) و امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) و رضایت بینندگان و خوانندگان ارجمند قرار گیرد.
نظرات ، انتقادات و پیشنهادات ارزشمند و سازنده تان را ارج می نهیم.
• تلفن تماس :
09133815102
09138805811
« بهره برداری از مطالب این وبلاگ ؛ با ذکر منبع ، بلامانع است. »

سید احمد احمدی شیخ شبانی

جستجو

 

بسم رب الشهداء
السلام علیک یا اباصالح المهدی ...
آجرک الله یا صاحب الزمان ( روحی لک الفداء ) ! .... 

     همیشه روضه مظلومیت حضرت امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و جریان آتش زدن درب خانه این بزرگواران و شهادت حضرت صدیقه طاهره (س) ، و همچنین آتش گرفتن خیام حرم مطهر حضرت اباعبداله الحسین (ع) در کربلا و عاشورای سال 61 هجری قمری ، برای من یکی از غم انگیزترین و جانسوزترین مصایب وارده بر آل طاهرین رسول گرامی اسلام (ص) بود ، اما وقتی پس از حادثه اسفناک تخریب حرمین حضرات امامین عسگریین (ع) در سامراء ـ که توسط دشمنان ددمنش ، کوردل و سفاک اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ، و طی 2 مرحله ؛ در روز چهارشنبه ؛ 23 محرم 1427 هجری قمری ، برابر با ۳ اسفند ۱۳۸۴ هجری شمسی و ۲۲ فوریه 2006 میلادی [ منجر به تخریب گنبد حرم مطهر ] و همچنین 16 ماه پس از آن ، در روز چهارشنبه ؛ 27 جمادی الاولی 1428 هجری قمری ، برابر با 23 خرداد 1386 هجری شمسی و 13 ژوئن 2007‎ میلادی [ منجر به فروریختن مناره ها و سقف سرداب مطهر ] ) رخ داد. ـ ، توفیق تشرف و زیارت این حرم مطهر و خانه و سرداب مقدس حضرت ولی عصر ( ارواحنا فداه ) را پیدا کردم ، به جان و دل دیدم و درک کردم که ؛ آخرین ذخیره تابناک الهی ؛ حضرت صاحب الزمان (عج) هم بسی مظلومتر از اجداد طاهرین و مادر مکرمه شان ؛ حضرت زهرای مرضیه (س) هستند و شیعیان ، امروز هر چه در مظلومیت این آخرین یادگار اولیاء و اوصیای الهی ، ندبه و ناله کنند و اشک بریزند و برای ظهور شریفش دعا کنند ، باز هم حق مطلب را ادا نکرده اند.  


خورشید سامرا را ، خفاشیان شکستند.        حبل المتین حق را ، با چنگ کین گسستند.
سرداب انتظار ایمانیان فرو ریخت         این خانه توسل ، بر روی شیعه بستند.
بنگر کبوتر عشق ، بر تل خاک ، گریان        بال و پرش کشیده ، قلب و را شکستند.
بستان سبز نرگس ، در زیر خاک مدفون         در سوگ این مصیبت ، اهل ادب نشستند.
ای صد هزار نفرین ، بر فکر این پلیدان         کین گونه بی مروت ، وین سان زبون و پستند.
« هشیار » ناله سر داد ؛ گفتا به چشم گریان         خورشید سامرا را ، خفاشیان شکستند.

     وقتی در اسفندماه سال 1389 ، به همراه کاروان زیارتی ، از شهر مقدس نجف اشرف ، عازم سامراء شدیم ، هزاران حرف و حدیث و درد و دل و نیاز و حاجت را آماده کرده بودم و در ذهن خود مرور می کردم تا در توسل به مولایم ؛ حضرت صاحب الأمر (عج) ، در خانه و سرداب مقدسش ، و حرم شریف جد و پدر ارجمندشان ؛ حضرت امام علی النقی الهادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) و در جوار مرقد نورانی حضرات حکیمه خاتون (س) [ دختر امام جواد (ع) ، خواهر امام هادى (ع) و عمَه امام حسن عسکرى (ع) ] و نرجس خاتون (س) ؛ مادر گرامی حضرت مهدی (ع) ، از آن بزرگواران بخواهم تا به درگاه الهی برایمان ، بویژه در ارتباط با ظهور مبارک قائم آل محمد (عج) شفاعت فرمایند.
     بسیار خرسند بودم و از شادی در پوست خود نمی گنجیدم که خدای بزرگ ، توفیق شرفیابی به خانه نورانی امام زمان (عج) را نصیب و روزیم فرموده است ، چرا که در دو سفر قبلم به عتبات عالیات ، موفق به سفر به سامراء و زیارت این بزرگواران (ع) ـ بدلیل مشکلات امنیتی و محدودیتهای موجود ـ نشده بودم.

     به همراهانم در کاروان هم گفتم و تأکید کردم که باید حواسشان جمع باشد تا خدایی ناکرده ، بی بهره و دست خالی ، از منزل امام زمان (عج) و حرم شریف امامین عسگریین (ع) برنگردند ... .  
     اما خدا می داند ؛ تا چشمم به صحن و سرای غریبانه و مظلومانه آن بزرگواران در سامراء افتاد و تل خاک و آوار حاصل از بمب گذاری و هتک حرمت ددمنشانه این مکان بهشتی و نورانی ، و تخریب وحشیانه حرم مطهر و همچنین خانه و سرداب مقدس امام زمان (عج) را مشاهده کردم ، تمام عقده هایم در گلو ماند و بغض سنگینی بر سینه ام نشست ! 

 
سامرای عسکری (ع) ، بار دگر ویران شده.       چشم های منتقم (عج) ، بار دگر گریان شده.
بعد تخریب بقیع و این ستم در سامراء      گشت روشن ؛ از چه قبر فاطمه (س) پنهان شده ؟!

     ... تجسم و تکرار غربت علی (ع) و فاطمه (س) در مدینه ... ! تکرار تخریب غریبانه بقیع ... !
     گفتم : خدایا ! حضرت مهدی موعود (عج) ، چقدر مظلوم و غریب است ؟ ... کاش ، هرگز خانه مولایم را در این غربت و مظلومیت غیر قابل تصور نمی دیدم !

بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را        در عزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را.
بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد      شیعه را سوزاند و خون ، در قلب صاحبخانه کرد.

      بخدا ، دیگر هم من و هم همراهانم ، حاجات خود را فراموش کردیم و مات و مبهوت مظلومیت مولایمان شدیم ! و گفتیم : درد مظلومیت و غربت برای مولا (عج) کافی است ، نمی خواهیم با بیان مشکلات ، قلب مهربان آقا را رنجیده کنیم !! 

خانه مولای ما ، ویرانه شد.             فاش گویم ؛ شیعه بی کاشانه شد.
سامرا ! کو آن ضریح تابناک ؟            از چه شد پوشیده رخسارت به خاک ؟
سامرا ! آن گنبد زرین چه شد ؟             آستان سروران دین (ع) ، چه شد ؟
وای من بر سرزمین سامراء            شد ز جور اشقیاء ، کرب و بلا.
یابن طاها ! یابن یاسین ! الامان            یابن الزهرا (س) ! کن تو یاری شیعیان.

     گفتم : آقا جان ! یا صاحب الزمان ! گر چه از حال و دل و مشکلات و نیازهایمان با خبری ، ولی با همه این اوصاف ، مشاهده این غبار غم و اوج غربت و مظلومیت بی پایان ، به ما اجازه بیان حوایج و مشکلاتمان را نمی دهد !  
     آن روز ، با تمام وجود در پیشگاه حضرت حجت ابن الحسن (عج) احساس شرمندگی کردم و گفتم : آقا جان ! کاش می توانستم برای رفع این مظلومیت قدم بیشتری بردارم  ... !!!
     مولای من ! دیگر حالا خودت هم برای ظهور مبارکت دعا بفرما ... .  

       راستی ، چرا گاهی ، برخی از منتظران و شیعیان آن بزرگوار (ع) ، از غربت و مظلومیت آن حضرت (ع) غافل می شوند ؟!!!

عشق تو و مهر تو ، همه حاصل ماست.           درد و غم و غصه های تو ، قاتل ماست.
هر چند که خانه ات شده ویرانه ،          اما به خدا ، خانه تو در دل ماست.

 *****

بیا که بی تو صدایم به هیچ جا نرسد.     کسی به داد دل بی پناه ما نرسد.
غریب وار به یک گوشه فکر می کردم ؛      چه می شود اگر آن یار آشنا نرسد ؟
زمانه بر سر جنگ است و ظلم و خونریزی ،     کسی به جز تو، به فریاد شیعه ها نرسد.
دعا کن ای گل زهرا (س) که صدمه ای دیگر       به کاظمین و نجف ، یا به سامراء نرسد.
هزار بمب به فرق سرم فرو ریزد      خراش ناخنی اما ، به کربلا نرسد.

ای آفتاب عالم و جان جهان ما !            تو وارث زمینی و صاحب زمان ما.
از ما سلام بر تو و غم های خاطرت             یابن الحسن ! که باد بلایت به جان ما.
ای باغ و باغبان و بهار از تو در وجود            تا کی رود به غارت دی ، بوستان ما ؟
تو داغدار هتک حریم ولایتی            ما نیز داغدار ، بیا در میان ما.

*****

سلطان کرامت ! به فدای کرمت            یا حضرت هادی (ع) ! سر ما و قدمت.
از حق طلبیدم که به کوری عدو ،            آباد شود به دست مهدی (عج) ، حرمت.

*****
انشاء اله ، با یاری خداوند متعال و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ،
و توجه حضرت ولی عصر (عج) ، حرم شریف امامین عسکریین (ع) در سامراء را دوباره می سازیم ... !
انشاء اله ، روزی هم برای مظلومان بقیع ، در مدینه ، دوباره حرم و بارگاهی بسازیم ... .

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر ...

*****
التماس دعا
سید احمد احمدی شیخ شبانی