تبلیغات
« روستای شیخ شبان » - سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (ع)

" با نام و یاد خداوند متعال "
« اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم »
این وبلاگ ( و همچنین وبلاگ های sheikhshaban.blogfa.com و sheikhshaban.persianblog.ir ) با هدف معرفی مطلوب روستای شهیدپرور و سادات نشین شیخ شبان ( از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری )، حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع)، شهدای روستا و ...، توسط برادر کوچک شما؛ سید احمد احمدی شیخ شبانی، طراحی و تقدیم علاقمندان می گردد.
امید که مورد قبول حق تعالی، خشنودی ساحت مقدس حضرت ولی عصر؛ آقا امام زمان (عج) و امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) و رضایت بینندگان و خوانندگان ارجمند قرار گیرد.
نظرات ، انتقادات و پیشنهادات ارزشمند و سازنده تان را ارج می نهیم.
• تلفن تماس :
09133815102
09138805811
« بهره برداری از مطالب این وبلاگ ؛ با ذکر منبع ، بلامانع است. »

سید احمد احمدی شیخ شبانی

جستجو

 

باسمه تعالی   

  

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْىِ  

وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ اُصُولَ الْكَرَمِ وَ قادَةَ الاُْمَمِ وَ اَوْلِیاَّءَ النِّعَمِ   

وَ عَناصِرَ الاَْبْرارِ وَ دَعاَّئِمَ الاَْخْیارِ وَ ساسَةَ الْعِبادِ وَ اَرْكانَ الْبِلادِ وَ اَبْوابَ الاْیمانِ وَ اُمَناَّءَ الرَّحْمنِ   

وَ سُلالَةَ النَّبِیّینَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلینَ وَ عِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ ...   

... اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَساكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ وَ مَعادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ وَ   

حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ كِتابِ اللَّهِ وَ اَوْصِیاَّءِ نَبِىِّ اللَّهِ وَ ذُرِّیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ   

وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ ...

  ... اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَئِمَةَ البَقِیعِ ...

بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را           در عزا بنشاند او، شمع و گل و پروانه را.   

بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد        شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد.   

این گلستان نبیّ (ص)، بار دگر ویران شده         چشم های منتقم، بار دگر گریان شده.

بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار         گشت روشن از چه قبر فاطمه (س)، پنهان شده؟

  

 هشتم شوال، سالروز فاجعه اسفناک و جانسوز   

تخریب بقاع و قبور مطهر ائمه مظلوم (علیهم السلام) مدفون در قبرستان بقیع

توسط دشمنان سفاک، کوردل و جنایتکار قرآن و عترت (ع) 

را به محضر پاک و نورانی حضرت ولی عصر (عج) و تمامی شیعیان، دلسوختگان

و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.  

تخریب بقاع متبركه ائمه مظلوم (ع) مدفون در قبرستان بقیع در مدینه منوّره، توسط وهابیون سعودى و دشمنان از خدا بی خبر و سفاک قرآن و عترت در هشتم شوال المکرم سال 1344 هجری قمری (92 سال قبل) یکی از ناگوارترین و اسفناکترین حوادث تاریخ اسلام به شمار می رود.  

تا آن زمان بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت. ائمه بقیع (ع) در بقعه بزرگی که به‏ طور هشت ضلعی ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود مدفون بودند.

با قوت گرفتن فرقه وهّابى در عربستان ( در قرن چهاردهم هجرى ) و تسلط یافتن وهابیون بر مدینه، قبور مطهر ائمه مظلوم (ع) و بسیارى از بزرگان اسلام، مدفون در قبرستان بقیع (که تا آن زمان دارای گنبد و ضریح بودند.) توسط این فرقه منحرف ویران گردید و شیعیان و مسلمانان از فیض زیارت بارگاه و تربت نورانی آن بزرگواران محروم شدند.   

از جمله قبور مطهرى كه در جریان این حركت وحشیانه وهابیون ویران گردید، بارگاه و مقبره شریف حضرت امام حسن مجتبى (علیه السلام )، حضرت امام سجاد (علیه السلام)، حضرت امام محمدباقر (علیه السلام) و حضرت امام جعفرصادق (علیه السلام) بود. علاوه بر ویرانى قبور ائمه مظلوم شیعه (ع)، قبر حضرت عبدالله بن عبدالمطلب (ع) و حضرت آمنه (س)، پدر و مادر گرامی حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم)، عباس عموى پیامبر (ص)، اسماعیل از فرزندان حضرت امام جعفرصادق (ع) و ... نیز به طور كامل تخریب شد.

  

خوش آن نسیم که مى آید از کنار بقیع                خوشا هواى روان بخش و مُشکبار بقیع.   

فرشتگان ز زمین مى برند سوى بهشت            براى غالیه حوریان، غبار بقیع.    

اگر که طور تجلّى ز صدق مى طلبى                بیا به گلشن روحانى دیار بقیع.    

دریغ و درد که از ظلم دشمنان خدا                  خراب شد همه آثار بى شمار بقیع.   

ایا که غیرت دین دارى و ولایت آل                    ببار خون، عوض اشک در کنار بقیع.   

خراب کرد ستم، مشهد چهار امام                  کز آن شرف به سما یافت خاکسار بقیع.  

 نخست مرقد سبط نبى امام حسن                 بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع.   

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد                       امین اعظم حق، رکن استوار بقیع.    

مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر                         که بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع.    

مزار حضرت صادق رئیس مذهب و دین              جهان علم و عمل، نور کردگار بقیع.   

قبور منهدم دیگر از تبار رسول                         فزوده است بر اوضاع رنج بار بقیع.   

ز ظلم فرقه وهّابیان ناکس دون                        بیا ببین که خزان گشته نوبهار بقیع.   

سعودیان عمیل یهود و صهیونیسم                   ز ظلم، هتک نمودند اعتبار بقیع.   

قبور آل پیمبر، خراب و ویران است                    فرشتگان همگان اند سوگوار بقیع.   

در این مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد                 شکسته خاطر و محزون و داغدار بقیع.   

کند ظهور و جهان پر کند ز دانش و داد              زند به ریشه خصم ستم شعار بقیع.   

قیام باید و مردانگىّ و همّت و عزم                   که بر طرف کند این وضع ناگوار بقیع.   

و گرنه تا نشود قطع دست استعمار                  جهان شیعه بود زار و دل فکار بقیع.   

حرامیان به حرم تا که حاکم اند روا ست                        که مسلمین همه باشند شرمسار بقیع.   

سلام بى حد و بسیار بر پیمبر و آل                  درود وافر و بى انتها نثار بقیع.  

آیت‌اله صافی گلپایگانی 

  *****

پیشینه تاریخی قبرستان بقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد ولی در کتب تاریخی به روشنی قدمت تاریخی آن مشخص نشده است. بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردید. مردم مدینه قبل از آمدن مسلمانان به آنجا، اجساد مردگان خود را در دو گورستان «بنی حرام» و «بنی سالم» و گاهی نیز در منازل و خانه‌هایشان دفن می‌کردند و در واقع بقیع، اولین مدفن و مزاری است که به دستور پیامبر اسلام (ص) توسط مسلمین صدر اسلام به وجود آمده ‌است. 

اولین کسی که در آنجا به توصیه رسول خدا دفن شد، عثمان بن مظعون بود که از دوستان نزدیک حضرت پیامبر (ص) و حضرت علی(ع) به شمار می‌رفت، حضرت علی (ع) در سخنانش او را بسیار یاد می‌کرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یکی از فرزندانش را عثمان نهاد. حضرت رسول الله (ص) برخی از شهدای اُحُد و نیز فرزندش، ابراهیم را در آنجا دفن کرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها که عثمان پسر عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس کوکب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت که قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.

بقیع هم ‌اکنون مدفن شریف ۴ امام بزرگوار شیعه (حضرت امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق (علیهم السلام)) و به روایتی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. همچنین قبر بیشتر زنان رسول اکرم (ص) و نیز عباس عموی آن حضرت (ص) و فاطمه بنت اسد (س)، مادر امام علی (ع)، ام البنین (س)  همسر امام علی (ع) و مادر حضرت ابوالفضل العباس (ع) و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی و اکنون در چند قدمی حرم پیامبر اسلام (ص) قرار دارد.

* ویژگی‌های بقیع:

قبرستان بقیع دارای دو درب ورودی بوده که یک درب همیشه بسته، و درب دیگر از صبح تا غروب هر روز بر روی زائران باز بوده ‌است. حرم بقیع حالت هشت ضلعی داشته‌ است.

میرزا محمدحسین فراهانی در سفرنامه خود آورده ‌است:

" اول چهار نفر از ائمه اثنیعشر (صلوات الله علیهم) است که در بقعه بزرگی که به صورت هشتضلعی ساخته شده و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است. "

ویژگی بعدی، داشتن محراب است و این که حرم، خادمانی نیز داشته است. حرم ائمه بقیع (ع) مانند سایر حرم‌ها دارای ضریح، روپوش، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده ‌است.

ابنجبیر هم می‌نویسد: " قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و دارای ضریحی از چوب می‌باشد که بدیعترین و زیباترین نمونه‌است از نظر فن و هنر، و نقوشی برجسته از جنس مس بر روی آن ترسیم شده و میخ‌کوبی‌هایی به جالب‌ترین شکل در آن تعبیه شده که نمای آن را زیباتر و جالب‌تر نموده است. "

محمد لبیب مصری که در سال ۱۳۲۷ ه.ق به مدینه سفر کرده، می‌نویسد:

" در آنجا، گنبدی معروف به «قبه البین» قرار دارد که حجره‌ای در آن وجود دارد و در میان آن گودالی است که ادعا می‌کنند، جایگاه افتادن دندان پیامبر است. و ضریح امام حسن (ع) در داخل قبه‌ای است و از فلز ساخته شده‌است و خطوط فارسی بر آن نقش بسته است. به گمانم از آثار شیعیان عجم باشد. "  

 

جلوه جنت ‏به چشم خاکیان دارد بقیع            یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع.   

گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند          صد چو موسى و مسیحا، پاسبان دارد بقیع.   

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است       الفتى با مهر و ماه ، آسمان دارد بقیع.  

گر چه محصولش به ظاهر یک نیستان ناله است         یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع.   

گر چه می تابد بر او خورشید سوزان حجاز             از پر و بال ملائک، سایبان دارد بقیع.   

می توان گفت از گلاب گریه اهل نظر                  بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع.  

بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را                 قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع.  

تا سر و کارش بود با عترت پاک رسول              کى عنایت ‏با کم و کیف جهان دارد بقیع.   

این مبارک بقعه را، حاجت‏ به نور ماه نیست       در دل هر ذره، خورشیدى نهان دارد بقیع.  

اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال              هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع.

چون شد ابراهیم، قربان حسین فاطمه            پاس حفظ این امانت را به جان دارد بقیع.   

فاطمه بنت اسد ، عباس عم ، ام البنین            این همه همسایه عرش آستان دارد بقیع.   

در پناه مجتبى ، در ظل زین العابدین             ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع.   

باقر علم نبى و صادق آل رسول             خفته‏اند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع.  

قرن ها بگذشته بر این ماجرا ، اما هنوز                داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع.   

کس نمی داند چرا یا قرة عین الرسول              منظر فصل غم انگیر خزان دارد بقیع.   

آخر اینجا قصه گوى رنج بى پایان تست                  غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع.   

خفته بین منبر و محرابى اما باز هم                  از تو اى انسیه حورا، نشان دارد بقیع.  

راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت             تا به کى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟    

شب که تنها می شود با خلوت روحانی اش      اى مدینه! انتظار میهمان دارد بقیع.   

شب که تاریک است و در بر روى مردم بسته است        زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع.  

کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى « شفق »           چون ز فیض فاطمه، خط امان دارد بقیع.  

*****

 تخریب کرده اند حرم و بارگاهتان                     آنها که زنده اند به لطف نگاهتان.  

بر روی مهربانیتان چشم بسته اند                   با خود نگفته اند چه بوده گناهتان؟  

از نسل هیزم آورشان که عجیب نیست             آتش زنند دوباره دل پر ز آهتان.  

روز سقیفه بود اگر بی حرم شدید                   یا بین کوچه بود که بستند راهتان.  

اول زدند مادر و بعدش حسینتان                     افتاد بین تیغ و نیزه و شد قتلگاهتان.  

وقتی رسید یوسف کنعان فاطمه                    با او بنا کنیم حرم دلبخواهتان.  

فعلاً نشسته است و ز غم آه می کشد           کنج بقیع در شب تار و سیاهتان.   

****  

گرد و غبار غم، زده خیمه به سینه ام            من زائر قبور خراب مدینه ام.  

آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست            هر کس بمیرد از غم آن سرزمین، رواست.  

آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود              حتی جوان ز غربت آن، پیر می شود.  

خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است          از گریه های فاطمه آیینه کاری است.   

اهل مدینه باب عداوت گشوده اند            بر اهل بیت، ظلم فراوان نموده اند.  

هرکس دم از علی زده، تخریب می شود           صدیقه مطهره، تکذیب می شود.  

دنبال بی کس اند که تنهاترش کنند               صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند.  

از نسل هیزمند و به آتش علاقه مند،           تفریحشان تمسخر هر ناله بلند.  

در خواب هم نشان حیا را ندیده اند             نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند.  

بغض علی زبانه کشد از وجودشان                رنگ ریا گرفته همه تار و پودشان.  

روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد            با ضربه ای حریم ولایت شکسته شد.  

ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است           تصویر چادریست که در کوچه خاکی است.  

امواج یک صدا، دلم آزار می دهد                   گویا صدای صورت و دیوار می دهد.  

گویا به گوش می رسد از قصه فدک              آوای نیمه جان و ضعیف «علی! کمک.»  

تصویر هر چه درد از آن صحنه شد بدیع                 یک گوشه ای ز غربت آن لحظه شد بقیع.  

اوراق خاطرات غیورانه، نیلی است         هر چه که هست، صحنه یک ضرب سیلی است.  

بی درد مردمان زمان، جان مرتضی          ما را رها کنید، بمیریم زین عزا.  

روزی رسد ز سینه، غم آزاد می کنیم             همراه منتقم، حرم آباد می کنیم.  

گلدسته می زنیم چونان صحن کربلا               گنبد بنا کنیم، چونان مشهد الرضا.   

ما داغدار سیلی ناحق مادریم                   چشم انتظار منتقم آل حیدریم.   

 
*****  

« الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ و ارْزُقْنا زِیارَتَهُمْ وَ شَفاعَتَهُمْ، وَ احْشُرْنا مَعَهُمْ وَ فى زُمْرَتِهِمْ وَ تَحْتَ لِوائِهِمْ، وَ لا تُفَرِّقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ اَبَدًا فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ »