تبلیغات
« روستای شیخ شبان » - شهادت حضرت امام جواد (ع)

" با نام و یاد خداوند متعال "
« اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم »
این وبلاگ ( و همچنین وبلاگ های sheikhshaban.blogfa.com و sheikhshaban.persianblog.ir ) با هدف معرفی مطلوب روستای شهیدپرور و سادات نشین شیخ شبان ( از توابع شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری )، حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع)، شهدای روستا و ...، توسط برادر کوچک شما؛ سید احمد احمدی شیخ شبانی، طراحی و تقدیم علاقمندان می گردد.
امید که مورد قبول حق تعالی، خشنودی ساحت مقدس حضرت ولی عصر؛ آقا امام زمان (عج) و امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) و رضایت بینندگان و خوانندگان ارجمند قرار گیرد.
نظرات ، انتقادات و پیشنهادات ارزشمند و سازنده تان را ارج می نهیم.
• تلفن تماس :
09133815102
09138805811
« بهره برداری از مطالب این وبلاگ ؛ با ذکر منبع ، بلامانع است. »

سید احمد احمدی شیخ شبانی

جستجو

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین
السلام علیک یا اباجعفر یا محمد بن علی ایها التقی الجواد یابن رسول الله
یا حجه الله علی خلقه ... یا وجیهاً عندالله؛ اشفع لنا عندالله

Click the image to open in full size.

به روى خاك چنان ناله از جفا مى ‏زد    *     كه سوز آه وى آتش به ما سوا مى‏ زد.
به لب ز كینه‏ بیگانه هیچ شكوه نداشت     *      و لیك داد ز بیداد آشنا مى‏ زد.
شرار زهر ز یك سو لهیب غم یك سو       *      به جان و پیكرش آتش جداجدا مى ‏زد.
گذشت كار ز كار و نداشت كار به كس     *      در آن میانه فقط آب را صدا مى ‏زد.
صداى ناله‏ وى ، هى ضعیف تر مى ‏شد    *     كه پیك مرگ بر او از جنان صدا مى‏ زد.
برون حجره همه پایكوب و دست افشان    *     درون حجره یكى بود و دست و پا مى‏ زد.
ستاده خصم و جواد الائمه جان مى‏ داد    *     از او بپرس كه زخم زبان چرا مى‏ زد.

**********

سالروز شهادت جانسوز، مظلومانه و غم انگیز

نهمین پیشوای عظیم الشأن شیعیان جهان ؛ حضرت جوادالائمه ( علیه السلام )

را تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.

**********

     حضرت ابو جعفر محمد بن علی؛ جوادالائمه (علیه السلام)؛ نهمین امام شیعیان و فرزند عظیم الشأن شاه خراسان؛ امام رضا (علیه السلام) می باشند. مشهورترین القاب آن حضرت؛ جواد ( بخشنده ) و تقی ( پرهیزگار ) است که القاب دیگری مانند : رضی و متقی نیز دارا می باشند.
     آن حضرت در  10 رجب سال 195 ه ق در مدینه به دنیا آمد و در سال 220 هـ ق در سن ۲۵ سالگی در بغداد به شهادت رسید.
     پدر بزرگوارشان حضرت امام علی ابن موسی الرضا ( علیه آلاف تحیه و الثناء ) و مادر گرامیشان سبیکه یا خیزران است. ( که این دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت می باشد. )
        امام محمدتقی (ع) هنگام شهادت جانگداز پدر ارجمندشان؛ حضرت امام رضا (علیه السلام) در اواخر ماه صفر سال 203 ه ق، ۸ ساله بود که مقام امامت به ایشان انتقال یافت.
    همسر امام جواد (ع) هم ام الفضل؛ دختر مأمون بود که از وی فرزندی نداشت. زوجه دیگر آن حضرت (ع) هم مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربیه بوده و فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر بدین شرح نوشته اند: 1 - حضرت ابوالحسن امام علی النقی ( هادی ) ( امام دهم شیعیان )  2 - ابواحمد موسی مبرقع 3 - ابواحمد حسین 4 - ابوموسی عمران 5 - فاطمه 6 - خدیجه 7 - ام کلثوم 8 - حکیمه 
     امام نهم شیعیان (ع) مانند جده اش فاطمه زهرا (س)، زندگانی کوتاه و عمری سراسر رنج و مظلومیتی داشت و نهایتاً در آخر ماه ذی القعده سال 220 هجری قمری در سن 25 سالگی به شهادت رسید، مرقد شریف آن حضرت در كاظمین در جوار مرقد مطهر جد بزرگوارشان ؛ حضرت امام موسی كاظم ( علیه السلام ) قرار دارد.
     زمانی که امام رضا ( علیه السلام ) به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا ( علیه السلام ) هم چنین بر می آید که امام جواد ( علیه السلام ) آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.
     حضرت امام جواد ( علیه السلام ) در سال 203 هـ ق پس از شهادت پدرشان؛ حضرت امام رضا ( علیه السلام )، در سن هشت سالگی، به امامت رسید و دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود. هنگامی كه امام رضا ( علیه السلام ) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت، امام جواد ( علیه السلام )  كه در سنین كودكی بودند، مانند دیگر افراد خانواده آن حضرت ( علیه السلام ) در مدینه ماند و در سال 202 هـ ق برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.
     هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا ( علیه السلام ) در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا ( علیه السلام )، فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم (علیه السلام) توسط پدرش را ـ که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود ـ به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا ( علیه السلام ) در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد ( علیه السلام ) فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.
     بر اساس برخی نقل ها، مأمون پس از ورود به بغداد ـ در سال 204 ـ بلافاصله امام جواد ( علیه السلام ) را از مدینه به بغداد فراخواند. افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا ( علیه السلام ) را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.
     از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد (علیه السلام) گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا ( علیه السلام ) هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.
     ولی آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد. 
     مأمون كه از كمالات علمی و معنوی امام جواد ( علیه السلام ) آگاه بود، در مقابل این برخورد، مجلس بحثی برپا کرد و امام جواد ( علیه السلام ) را به مناظره علمی با دانشمندان بزرگ آن روزگار ( یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر ) فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند و لذا امام (علیه السلام ) در این مجلس، به پرسشهای علما پاسخ گفت و مقام علمی، فضل، میزان دانش و هوش آن حضرت بر همگان آشکار گردید. پس از آن مامون دختر خود را به همسری امام درآورد.
     امام جواد ( علیه السلام ) پس از چندی به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود.
     آن حضرت پس از مرگ مامون در سال 220 هـ ق، و در پی فراخوانی توسط معتصم عباسی ( آن هم در اولین سال حکومت ) به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد تشریف برده و به دستور معتصم عباسی ( لعنه الله علیه ) و به دست عوامل پلید عباسی مسموم و در همان سال و در حالی که تنها 25 سال از عمر شریفشان می گذشت، به شهادت رسیدند که پیکر مطهرشان هم در کاظمین و در جوار مرقد شریف جد بزرگوارشان؛ حضرت امام موسی كاظم ( علیه السلام ) به خاک سپرده شد.

     همگان امام جواد ( علیه السلام ) را عالمی بزرگ می دانستند. ایشان انسانی بردبار، نیكو سخن، عابد و بسیار باهوش بود.
     احادیث ارزشمند بسیاری از آن امام همام (ع)، در کتبی همچون عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ... نقل شده است.

********
اللهم ارزقنا زیارته و شفاعته
هیأت امنای آستان مقدس حضرت امامزاده سید بهاء الدین محمد (ع) در روستای شیخ شبان